آنالیز کاراکترهای معمای شاه؛ چرا باورشان نمی کنیم؟

      ۱۶ بهمن ۱۳۹۴      ۰       53 بازدید        
اگر بخواهیم مشکلات «معمای شاه» را یکی یکی اعلام کنیم و درباره آنها به تفکیک حرف بزنیم، خیلی گسترده می شود، چون باید برای هر کدام از مشکلات، مصداق بیاوریم و این مصادیق آن قدر زیادند که شاید به بیراهه برویم.

هفته نامه همشهری جوان: دیدیم اگر بخواهیم مشکلات «معمای شاه» را یکی یکی اعلام کنیم و درباره آنها به تفکیک حرف بزنیم، خیلی گسترده می شود، چون باید برای هر کدام از مشکلات، مصداق بیاوریم و این مصادیق آن قدر زیادند که شاید به بیراهه برویم. به همین دلیل هم تصمیم گرفتیم به جای زوم کردن روی مشکلات، تک تک کاراکترهای مهم و اثرگذار سریال را بررسی کنیم و از آنها به مشکلات برسیم. در این بخش، تمام کاراکترهای سریال را در پنج گروه مختلف درباریان، دولتی ها، مستشاران، خانواده وزیری و مردم عادی دسته بندی کردیم.

رضا شاه؛ جعفر دهقان

آنالیز کاراکترهای معمای شاه؛ چرا باورشان نمی کنیم؟

مختصات کلی کاراکتر: نخستین کاراکتر تاریخی دانه درشتی که در سریال می بینیم؛ کسی که وافور و تریاک از دستش نمی افتد و در تمام طول سریال عصبانی است.

انطباق با تاریخ: رضاشاه معمای شاه در چند قسمتی که حضور داشت به طرز کاملا اگزجره ای قصد داشت تمام نکات منفی و بد شخصیت واقعی رضاشاه را در یک پکیج به مخاطب نشان دهد.

نوع معرفی: چیزی که ما از این شخصیت فهمیدیم، این است که رضاشاه پای ثابت تریاک کشی بوده و دائما در حال رفتن به فضا. کل یوم درباریان و مردم کشو مثل چی از او می ترسند، ولی خود رضاشاه با دیدن یکی از هم دوره های قدیمی اش (طهمورث) کرک و پرش ریخته و زرد می کند.

ویژگی های عجیب و غریب: جعفر دهقان برای اینکه این شخصیت را باورپذیر کند، سعی کرده او را دائم الشاکی نگه دارد. رضاشاه همه را می زند، صغیر و کبیر هم برایش فرقی ندارد، او حتی با ترکه به دنبال فرزند بیست و اندی ساله اش نیز می دود.

دیالوگ های خاص: به نظر می رسد ورزی خیلی دوست داشته بددهن بودن رضاشاه را به صورت گل درشتی نشان دهد. اما جالب ترین دیالوگ آنجاست که به زبان جوان های امروزی رو به محمدرضا می گوید: «یا شمس و اشرف روی مخ من راه می روند یا این اظهر من الشمس.»


محمدرضا؛ حسین نورعلی

آنالیز کاراکترهای معمای شاه؛ چرا باورشان نمی کنیم؟

مختصات کلی کاراکتر: محمدرضایی که در این سریال می بینیم، کاملا بی دست و پا و دهن بین است، دائما منتظر است ببیند خارجی ها چه کمکی به او می کنند.

انطباق با تاریخ: مسلما اینکه در طول حکومت پهلوی دوم، کشورهای خارجی در امور اجرایی کشور دست داشته اند، حقیقت دارد. اما ما در این سریال او را به قدری ضعیف می بینیم که حتی نوع لباس پوشیدن و رنگ کراواتش را هم باید دیگران برایش انتخاب کنند.

نوع معرفی: چیزی که ورزی در این سریال به مخاطب ارائه می دهد، شخصیتی کاملا متزلزل است که حتی همسرش هم از او حرف شنوی ندارد. ورزی می خواسته عبارت «بازیچه دست خارجی ها بودن» را در کاراکتر محمدرضاشاه در بیاورد که به جای اینکه آنها را در لایه های بعدی کاراکتر قرار دهد، به روترین شکل ممکن این را نشان داده.

ویژگی های عجیب و غریب: محمدرضا با وجود اینکه قدرتمندترین فرد کشور است، باید در مقابل فوزیه التماس کند تا در را برایش باز کند.

کامنت مردم: بی خاصیت نشان دادن محمدرضا شاه به قدری زیاده از حد بود که مردم را بر آن داشته در اسناد تاریخی درست و نادرست بگردند تا به مقابله با سریال ورزی بپردازند. بعضی ها هم تحلیل جالبی از این کاراکتر داشتند: «شاهی که ما اینجا دیدیم، هیچ معمایی نداشت.»


علیرضا پهلوی؛ علی شجره

آنالیز کاراکترهای معمای شاه؛ چرا باورشان نمی کنیم؟

مختصات کلی کاراکتر: دیوانه، عرق خور، توهمی، اینها چیزهایی است که ما از این شخصیت می بینیم.

انطباق با تاریخ: علیرضا پهلوی جزء شخصیت هایی بود که در کار نظامی متبحر بود و صدالبته مثل بیشتر درباریان دنبال عیاشی و سوءاستفاده از موقعیت اجتماعی. البته آنها اگر هم می خواستند سوءاستفاده بکنند، سعی می کردند در خفا باشد نه آشکار.

نوع معرفی: ورزی خیلی سعی دارد او را شخصیتی متوهم نشان دهد. او فکر می کند می خواهند او را بکشند و برای همین به همه مظنون است. در کنار همه اینها، او یک دائم الخمر خسته نیز هست.

ویژگی های عجیب و غریب: علیرضا پهلوی، در روز روشن در خیابان دختری را می بیند و به زور اسلحه او را مجبور می کند که سوار ماشینش بشود.

دیالوگ های خاص: امروز یکی می خواست منو ترور کنه.

کامنت مردم: غیرواقعی بودن شخصیت علیرضا هم دُز خوشمزه بودن کامنت گذاران فضای مجازی را بالا برد: «به جان خودم اگر محقق های معمای شاه رو آزاد می گذاشتند، علیرضا پهلوی رو کاشف مواد مخدر شیشه معرفی می کردند. از بس که توهم می زنه لامصب!»


اشرف پهلوی: مژگان ربانی

آنالیز کاراکترهای معمای شاه؛ چرا باورشان نمی کنیم؟

مختصات کلی کاراکتر: ورزی تمام تلاشش را کرده که خواهر دوقلوی محمدرضاشاه را زنی بددهن و بی اعصاب نشان دهد و دخالت های او در امور کشور را به وضوح به تصویر بکشد.

انطباق با تاریخ: یکی از کارهای اصلی که اشرف در آنها دست داشته، برنامه ریزی برای کودتان ۲۸ مرداد ۳۲ بوده؛ چیزی که در سریال هنوز به آن نرسیده ایم، اما کپی همین دخالت را در ماجرایی در سال ۱۳۲۳ دیدیم و اشرف به جای دکتر مصدق، قوام را از کار برکنار کرد.

نوع معرفی: اشرف هم شبیه به بقیه شخصیت های دربار، دُز بدذاتی اش آن قدر زیاد است که از باورپذیری دور می شود.

ویژگی های عجیب و غریب: کلا نوع بازی مژگان ربانی آن قدر اگزجره است که همه چیز او را عجیب و غریب کرده است.

کامنت مردم: هم زمانی مرگ اشرف واقعی با روزهایی که او در حال جولان دادن در سریال بود، باعث شد بسیاری از مردم این دو اتفاق را به هم مربوط بدانند: «اشرف پهلوی انقلاب و تبعید و غربت رو تاب آورد، ولی دیدن چند قسمت از معمای شاه اونو از پا درآورد.»


فوزیه؛ حدیث فولادوند

آنالیز کاراکترهای معمای شاه؛ چرا باورشان نمی کنیم؟

مختصات کلی بازیگر: زن اول شاه که در همان قسمت اول با حضورش به جای اینکه او را به عنوان شاهزاده مصری که همسر ولیعهد ایران شده، پرقدرت ببینیم، کاملا افسرده و ناراحت است.

انطباق با تاریخ: ارتباط فوزیه و محمدرضا شاه در تاریخ هم آنچنان با هم خوب نبوده، اما اینکه ارنست پرون به صورت کاملا خاله زنک طور، مخ او را بزند و نصفه شب مچ محمدرضا را باز کند، مقداری عجیب بود.

نوع معرفی: فوزیه از همان لحظه ورودش دپرس است. انگار که به حدیی فولادوند در طول سریال دائما خبر بد می دادند تا او همچنان ناراحت باقی بماند. در ادامه هم با کوچک تری اتفاقی قهر می کرد و کشور را بدون ملکه می گذاشت.

ویژگی های عجیب و غریب: چیزی که در ابتدا از او می بینیم درون گرا و خجالتی بودن است، اما ناگهان منفجر می شود، جلوی نفر اول مملکت می ایستد و دست بچه را می گیرد و به خانه پدرش می برد!

کامنت مردم: فوزیه جزء کاراکترهایی بود که مردم در نظراتشان بیشتر با او شوخی کرده بودند و جملات طنز نوشته بودند: «این زن شاه اگه حجب و حیا داشت، با کسی که نصف شب اومده سنگ می زنه به پنجره کاخش حرف نمی زد، همون بهتر که رفت…»


احمد وزیری؛ سعید نیکپور

آنالیز کاراکترهای معمای شاه؛ چرا باورشان نمی کنیم؟

مختصات نقش: چشم پزشک بسیار مشهوری است که افراد رده بالا و سران مملکت همگی در مطبش پرونده دارند اما در کل ورزی، انسانی ترین، بااحساس ترین و منطقی ترین رفتار را داخل این شخصیت ریخته. یک جورهایی قطب مثبت ماجراست. عضو یکی از خانواده های متمول و فرهیخته دهه ۲۰ است که غیر از پزشکی، در محافل مختلف ادبی و هنری شرکت فعال دارد. مهمترین دلیل حضورش در سریال، ارتباط دوجانبه ای است که از یک طرف با دولتی ها برقرار می کند و از طرف دیگر با مردم معمولی!

ویژگی های عجیب و غریب: با اینکه مطبش رد یکی از خیابان های اصلی تهران دهه ۲۰ قرار گرفته، مردم معمولی سراغش نمی روند یا توی مطبش نیست یا وقتی هست یک نخست وزیر یا یکی از درباری ها مقابلش نشسته. اصلا این مطب یک جورهایی حکم محفلی سیاسی را دارد. دکتر یک جورهایی نقش مشاور وزیرها را بازی می کندو خیلی راحت درباره شیوه اداره مملکت با آنها کل کل می کند و آنها هم خیلی راحت این میزان انتقاد را از سوی او می پذیرند.


امیرمسعود؛ یوسف صیادی

آنالیز کاراکترهای معمای شاه؛ چرا باورشان نمی کنیم؟

مختصات نقش: پسر بزرگ دکتر وزیری است و طبق تعریف خودش، خل و چل است، اما حرف های ادیبانه می زند و دیالوگ های مهمی درباره اوضاع جامعه از دهانش بیرون می آید. مهم ترین علت وجودی اش این است که بیشتر از دیگران در میان مردم رفت و آمد دارد و مدام در معرض اوضاع و شرایط بد اقتصادی قرار می گیرد. درواقع ورزی با خلق این شخصیت می خواسته نشان دهد که حتی یک خل و چل هم می تواند نابسامان بودن شرایط را حس کند.

ویژگی های عجیب و غریب: متخصص کوبیدن کله توی شیشه است. سرش برای دعوا درد می کند. حالا فرقی نمی کند توی خانه باشد یا سطح جامعه، کلا شاکی است. کلا خیال می کند همه دارند حقش را می خورند. توی خانه از همه بدش می آید و بیرون هم یکی از منتقدان سرسخت رژیم است.

کامنت های مردم: واکنش های عصبی امیرمسعود آن قدر به نظر مردم عجیب آمده که یک نفر نوشته: «اون چیزی که تا به حال ما دیدیم، بیشتر معمای امیرمسعود وزیری بوده تا معمای محمدرضا شاه پهلوی.»


امیرمحمود؛ امیریل ارجمند

آنالیز کاراکترهای معمای شاه؛ چرا باورشان نمی کنیم؟

مختصات نقش: پسر کوچک احمد وزیری که از جوانی در سوئیس پزشکی خوانده و حالا معلوم نیست به چه دلیلی درسش را ول کرده و برگشته. ظاهرا می خواهد در دانشگاه تهران ادامه تحصیل دهد. به خاطر دوستی با فردوست و همکلاس بودن با محمدرضا یک جورهایی با داخل دربار ارتباط دارد. او هم یک جور تحلیلگر سیاسی است، اما از آنجا که عاشق یکی از دختران طبقه پایین شده، چندان حال و حوصله شرکت در این جور بحث ها را ندارد.

ویژگی های عجیب و غریب: کلا هیچ تعریف واحدی نمی شود از او ارائه داد. یک جورهایی پر از ضد و نقیض است. از یک طرف تحصیلکرده سوئیس است و از طرف دیگر مثل پسرهای ۱۶ ساله، با یک نگاه عاشق می شود و سر کلاس داروسازی به طور بسیار اغراق شده، حواسش مدام پی دختر مورد علاقه اش است. مدام در محافل فرهنگی و هنری آن زمان شرکت می کند، اما یک مرتبه کافه را به هم می ریزد و کتک کاری می کند.

دیالوگ های خفن: خرابم پدر، خراب!


احمد قوام؛ محمدعلی نجفی

آنالیز کاراکترهای معمای شاه؛ چرا باورشان نمی کنیم؟

مختصات کلی کاراکتر: چیزی که ما در سریال می بینیم، شخصیت یک سیاستمدار است که به نظر می رسد برعکس مابقی کاراکترها لایه های پنهانی دارد، اما او در دوره دوم نخست وزیری (در سریال) مثل بقیه روبازی می کند و از پیچیدگی هایش خبری نیست.

انطباق با تاریخ: قوام یکی از مهم ترین کاراکترهای تاریخ معاصر بوده که در این سریال اهمیتش نشان داده شده، اما از یک جایی به بعد به قدری بچگانه افکارش را به زبان می آورد که از شخصیتی پیچیده بعید است.

نوع معرفی: بخش های ابتدایی حضور قوام در سریال مثل بخش های انتهایی آن نچسب نیست. در ابتدا او را مردی پرقدرت می بینیم که با یک کودتا از کار برکنار می شود، اما در ادامه، بازگشتش به قدرت گل درشتی خاصی را در کاراکترش نمایان می کند.

ویژگی های عجیب و غریب: علاقه کاملا عیان و عریان او به حزب توده و اعلام اینکه از همه آنها استفاده خواهد کرد، از شخصیتی مثل قوام بعید است. اگر اینچنین بود، او در طول سالیان دراز جزء چهره های موثر تاریخ باقی نمی ماند.


سیدضیا؛ بیژن افشار

آنالیز کاراکترهای معمای شاه؛ چرا باورشان نمی کنیم؟

مختصات کلی کاراکتر: به همان اندازه که قوام توده ای و طرفدار شوروی نشان داده می شود، سیدضیا هم یک جیره خوار انگلیسی نشان داده می شود. آن هم به طرزی کاملا تابلو.

انطباق با تاریخ: در اینکه سیدضا به سیاست های انگلیسی جماعت نزدیک بود، شکی نیست، اما گل درشت بودن بیش از حد او (مثل بیشتر شخصیت های تاریخی سریال) خیلی توی ذوق می زد.

نوع معرفی: سیدضیا هم مثل مابقی شخصیت های قصه در دل دیالوگ ها به مخاطب شناسانده می شود؛ مثلا شاه در گفت و گو با او پیشینه اش را از ابتدا تا امروز مرور می کند یا هر کس در ابتدا با او برخورد می کند، بعد از سلام، اسم او را کامل به زبان می آورد. سلام آقای سیدضیاالدین طباطبایی.

ویژگی های عجیب و غریب: رو بازی کردن بیش از حد سیدضیا و طرفداری تابلو از انگلیسی ها.

کامنت مردم: سیدضیا هم مثل مابقی کاراکترهای قصه، مورد عتاب و خطاب مخاطبان سریال در فضای مجازی قرار گرفت: «آن قدر که این سیدضیا نگران انگلیسی هاست، خود ملکه بریتانیا نیست.»


فردوست؛ بهرنگ علوی

آنالیز کاراکترهای معمای شاه؛ چرا باورشان نمی کنیم؟

مختصات کلی کاراکتر: فردوست در این سریال نمود ارزش رابطه بر ضابطه است. او دوست دوران تحصیل محمدرضایت و انگار به جز این، هیچ خصوصیت بارز دیگری ندارد.

انطباق با تاریخ: فردوست در تاریخ شخصیتی پیچیده و گنگ است تا جایی که بعضی او را افسر MI6 انگلستان می دانستند، اما چیزی که در این سریال می بینیم، کاراکتری تخت و بدون هیچ پیچیدگی خاص است.

نوع معرفی: «فردوست، دوست تپل من، تو دوست خوب دوران کودکی من بودی.» این دیالوگ گل درشت مربوط به اولین سکانسی است است که حسین فردوست وارد قصه می شود و ما آنها را از زبان محمدرضا پهلوی که تازه از فرنگ برگشته می شنویم.

ویژگی های عجیب و غریب: او دست راست شاه است، اما مدل حسادتش به ارنست پرون چیزی شبیه به خانم هایی است که شوهرشان برای آنها هوو آورده است!

کامنت مردم: فردوست از آن شخصیت هایی بود که واکنش ها به بازی او بیشتر جنبه طنز داشت تا نقد: «آقا این جوری که شاه از فردوست تعریف می کنه، آدم نگران دوران کودکی اونا می شه.»


پرون؛ رامبد شکرابی

آنالیز کاراکترهای معمای شاه؛ چرا باورشان نمی کنیم؟

مختصات کلی کاراکتر: کارگردان سعی داشت او را منفی، آب زیرکاه، بدخواه ملت و البته همجنس گرا نشان بدهد؛ صفاتی که همگی همان طور که نویسنده و کارگردان می خواستند شده، به اندازه مابقی شخصیت ها گل درشت و باورناپذیر.

انطباق با تاریخ: در تاریخ بوده، ولی پیش از این در هیچ کدام از کارهای تاریخی تا این حد زیاد به او اشاره نشده بود.

نوع معرفی: ارنست پرون از همان ابتدا که در کف عظمت کاخ و دم و دستگاه پادشاهی است، روی مخ است تا آنجا که نصفه شب با سنگ به شیشه اتاق ملکه ایران ضربه می زند و او را با خود به تعقیب شاه می برد.

ویژگی های عجیب و غریب: پرون واژه عجیب و غریب را به بعد و قبل از خود تقسیم کرد. او با شاه خیلی راحت است (خیلی خیلی راحت!) از طرف دیگر زیرابش را در مقابل همسر شاه می زند، بعد هم نصفه شب در خیابان اسلح به دست شلیک می کند.


استالین؛ شهرام عبدلی

آنالیز کاراکترهای معمای شاه؛ چرا باورشان نمی کنیم؟

مختصات کلی کاراکتر: شهرام عبدلی نهایت تلاشش را کرده که کبر و غرور را در کاراکتر استالین به تصویر بکشد. البته تلاش های عبدلی هم مثل مابقی بازیگران خیلی گل درشت از آب در می آید.

نوع معرفی: حضور دوم استالین در داستان مربوط به سفر قوام به مسکو می شود؛ سفری که در آن باز هم استالین را شبیه به وقتی که در ایران بود، می بینیم و خبری از لایه های پنهان در کاراکترش نیست.

ویژگی های عجیب و غریب: کیفیت سیگار ایرانی باعث می شود او رام شده و تن به قرارداد جدید با ایران بدهد.

کامنت مردم: رهبر شوروی جزء کاراکترهای محبوب سریال نیست و نظرات پیرامون او خیلی زیاد نبود، البته نه اینکه کلا کسی با او کاری نداشته باشد: «این استالین با یه نخ سیگار خر شده، شیره و تریاک بهش می دادن کل روسیه رو می داد به ایران.»


چرچیل؛ رضا فیاضی

آنالیز کاراکترهای معمای شاه؛ چرا باورشان نمی کنیم؟

مختصات کلی کاراکتر: رضا فیاضی هم شبیه به عبدل تمام تلاشش را پای این گذاشته که خودش را به شاه بی اعتنا نشان دهد و سیگار برگش را بجود.

انطباق با تاریخ: چرچیل معمای شاه جزئی کاراکترهایی است که گریمش به چرچیلی اصلی نزدیک نیست و بارزترین نقطه مشترک چرچیل اصلی و نسخه ایرانی اش سیگار برگ است.

نوع معرفی: چیزی که ما از این کاراکتر می بینیم، کاملا رو است و خبری از پیچیدگی شخصیت و خاص بودن او وجود ندارد.

ویژگی های عجیب و غریب: چرچیل مثل فشن شوها، روی پله های ایوان می ایستد، خودش را به شاه نشان می دهد و می رود.

کامنت مردم: نظرات مردم در رابطه با این شخصیت نیست و بیشتر به جای بازی فیاضی، خود چرچیل اصلی را تحلیل کردند: «آخ آخ اگه شاه یه خرده سیاست این چرچیل پدرسوخته رو داشت، ایران این قدر ذلیل نمی شد جلوشون.»


جعفر مهرداد؛ شریفی نیا

آنالیز کاراکترهای معمای شاه؛ چرا باورشان نمی کنیم؟

مختصات نقش: کلا نقش خاصی در سریال ندارد و بعید است حتی کسی اسم او را هم خاطر داشته باشد. یا اینکه هنوز نقش خاصی از او ندیده ایم اما کتابفروشی است که کار تئاتر هم می کند. البته بیشتر از اینکه کتاب بفروشد و کار تئاتر کند، سر میز کنار دوستان می نشیند، بحث سیاسی راه می اندازد و به آنها قوه و توت خشک تعارف می کند.

ویژگی های عجیب و غریب: کلا همه جا هست. هرجا شلوغ می شود، هرجا امیرمسعود کله اش را به دیوار می کوبد، آژان ها کسی را می زنند یا مردم اعتراض می کنند، یک گوشه ای ایستاده و دارد نگاه می کند. حتی برای کمک هم اقدام خاصی نمی کند و مثل یک ناظر فقط حضور دارد.

کامنت های مردم: بعضی ها به بی شناسنامه بودن کاراکتر جعفر مهرداد اشاره کرده اند، مثلا یک نفر نوشته: «واقعا! این قدر نقش مهم بود که شریفی نیا بخواد بازی کنه؟»


مخدومی؛ تورج نصر

آنالیز کاراکترهای معمای شاه؛ چرا باورشان نمی کنیم؟

مختصات نقش: شغلش معلوم نیست، اما به همراه دو نفر دیگر از دوستانش، در یک رستوران پاتوق دارند. ورزی تصمیم داشته او را به عنوان نماینده مردم کوچه و بازار معرفی کند. خودش در مصاحبه ای گفته این شخصیت، فضول محله یا خبرچین است و همه جا در درگیری ها یا تظاهرات و… حضور دارد.

ویژگی های عجیب و غریب: به همراه دو دوستش تحلیلگران سیاسی هستند. حتی درباره ریزترین ماجراهای دربار هم اظهارنظر می کنند. انگار ورزی به زور آنها را گذاشته وسط سریالش که به جای اینکه مشکلات و معضلات مردم را با قصه نمایش دهند. همه را از زبان آنها بشنویم. بعضی وقت ها تحلیل هایی از او می شنویم که حتی خود قوام هم نمی تواند به آن جذابیت چنین تحلیلی ارائه دهد. این در حالی است که حداقل انتظار می رفت مردم کوچه و بازار تحلیل هایشان هم سردستی و ساده تر از دولتی ها باشد.


گلنار؛ نرگس محمدی

آنالیز کاراکترهای معمای شاه؛ چرا باورشان نمی کنیم؟

مختصات نقش: چندان نمی شود از مختصات این نقش تعریف زیادی ارائه کرد. یک دختر ساده از طبقه پایین جامعه که مدام از ناپدری اش کتک می خورد و دل محمود را بدجوری برده است. حالا به دلایلی سر از کافه لهستانی ها درآورده و از حجابی که اول سریال داشته هم خبری نیست.

ویژگی های عجیب و غریب: کلا هیچ تعریف خاصی ندارد. آدم نمی فهمد واقعا برای چه در سریال حضور دارد. یک کاراکتر به شدت منفعل که حتی در بحرانی ترین وضعیت هم فقط بر و بر نگاه می کند. هیچ حرکتی در راستای پیشبرد داستان ندارد و فقط حرص درآر است. مگر اینکه در آینده ورزی برایش تصمیم های جدی داشته باشد! فرق او با سایر مردم عادی موجود در سریال این است که هیچ تحلیلی از وقایع ندارد و کلا در کل سریال چند تا دیالوگ بیشتر نگفته.

دسته بندی : تلویزیون, فرهنگ و هنر
برچسب ها :

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

به روایت تصویر

آرشیو »
  • تصاویری از مرکز خرید بچه پولدارهای سعودی
  • کاریکاتورهای جالب و  مفهومی
  • عکس های جدید ادل ADELE روی مجله VANITY FAIR
  • کاریکاتور: خانه گران شد!
  • عکس تیپ پاییزی ماریا شاراپووا
  • عکس نوشته هاش عاشقانه سری ۴
  •  تصاویر جذاب و دیدنی روز